سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

327

تاريخ ايران ( فارسى )

اما پارسيها چنين خيال ميكردند و شايد اين خيال آنها درست هم بوده است كه حملهء اسكندر يكنفر جوان گمنامى بايران از حملهء آژيلوس « 1 » يكنفر كهنه سرباز بالاتر نخواهد بود ، پارسيها با خود ميگفتند پارمنو و آتالوس دو نفر از سواران فيليپ با ده هزار تن در 336 قبل از ميلاد حمله بآسياى صغير آورده و در ابتدا هم فتح نمودند ليكن وقتى كه ممنون وارد جنك شده و در مقابل ايستاد لشكر مقدونيه تاب مقاومت نياورده و بالاخره رو بهزيمت نهاده و بعد از شنيدن خبر قتل سردار خود به طرف اروپا مراجعت كرد ، خلاصه هرگاه از هوش و عقل فوق العادهء اسكندر قطع نظر كنيم موقع قشون مقدونيه بيش از اين اجازه نميداد كه فقط قسمتى از همان ايالات ساحلى آسياى صغير را فتح نموده به تصرف خود دربياورند و بفاصله‌هاى زياد و تصادفاتى كه پيش ميآمد خسته شده از ميان ميرفتند و اين فقط از تدبير و عقل اسكندر بود كه اسلحه و آلاتى كه از زير دست فيليپ بيرون آمده بود همانها را به كار برده تا خود را مالك آسيا قرار داد . حركت قشون در 334 قبل از ميلاد در موسم بهار 334 قبل از ميلاد اسكندر با قشون مهم خود از مقدونيه حركت نمود و به طرف آسيا روانه گرديد و شايد اين مسئله در ظاهر خيلى اسباب تعجب بود كه براى چنين مقصد مهمى جماعت قشونى كه تهيه شده غيركافى مىباشد ، چه عدهء آن رويهمرفته از سى و پنج هزار تجاوز نميكرد كه پنجهزار آن سواره و الباقى پياده بودند و از مجموع آن تقريبا يك نصف آن مقدونى بود ، تسالىها و قبايل مجاور قسمت مهم اين قشون را تشكيل داده بودند ليكن معدودى از يونانيان در صفوف قشون خدمت ميكردند اگرچه دستجاتى از پلوپونسىها و ساير متحدين يونان نيز ذكر شده است كه داخل در اين قشون بوده اند ، اما از طرف ديگر قشون مزبور طورى تعليم و تربيت يافته بود كه با قشون نظامى و نيز با عشاير كوهستانى هردو ميتوانستند به خوبى جنگ كنند ، روحيات اين قشون بواسطهء فتوحات پىدرپى و همچنين اعتمادش بر صاحبمنصبان خود خيلى عالى و قوى

--> ( 1 ) - Agesilaus .